شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها را بستم
باد با شاخه در آویخته بود
من درین خانه ی تنها…تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان
شبنم
می چکید از گل سیب
#هوشنگ_ابتهاج
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۴۰۲ ساعت 7:57 توسط محسن
|
دوست من سلام,خوش آمدي